X
تبلیغات
رایتل

«کد سرفراز»
  
 »»»»»»»»»»»وبلاگ دانشجویان کد ۸۴ رشته معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع)
 
آرشیو
موضوع بندی
 
جمعه 4 اسفند‌ماه سال 1385
خلاصه روان شناسی اجتماعی- ج۱:کلیات: محسن خاکپور
 

فصل اول: کلیات

روانشناسی اجتماعی چیست؟

روانشناسی اجتماعی دانشی است که به مطاله ی تاثیر متقابل رفتار بر یکدیگر می پردازد و در صدد یافتن علل و جگونگی پدیدایی رفتار.احساسات و افکار افراد در موقعیت های اجتماعی است. در این تعریف منظور از مفهوم ((علمی)) استفاده از روش های معتبر تجربی است و منظور از ((موقعیت های اجتماعی ))موقعیت هایی است که تحت تا ثیر حضور واقعی .خیالی یا ضمنی دیگران باشد.

 

روانشناسی اجتماعی با چه رشته های علمی در پیوند و تعامل است ؟

اغلب دانش های انسانی با یکدیگر پیوسته اند و بین شاخه های مختلف دانش ارتباط و تعامل   وجود دارد .در واقع هر یک از آن ها در قبال خدماتی که به سایر رشته ها می دهند خدماتی نیز دریافت میکنند.

از میان علوم انسانی سه علم روان شناسی . جامکه شناسی و مردم شناسی روابط تنگاتنگ و مستمریی با روان شناسی اجتماعی دارند.

 

- روان شناسی اجتماعی و روان شناسی عمومی: برخی روانشناسی اجتماعی را شاخه ای از روان شناسی عمومی می دانند و عده ای دیگر معتقدند که روانشناسی چیزی جز روانشناسی اجتماعی نیست . با این همه ضمن اینکه نمی توان انکار کرد که این دو رشته قلمرو مشترک وسیعی باهم دارند ولی میتوان تمایز هایی را نیز میان آن ها مشخص نمود: روانشناسی عمومی در صدد آن است که رفتار آدمی را بیشتر با تاکید بر فردیت او مورد مطالعه قرار دهد ولی روانشناسی اجتماعی رفتار آدمی را در موقعیت های اجتمکاعی مورد مطالعه قرار میدهد .در جریان این مطالعه روانشناسی عمومی بیشتر به فرآیند روانی و تجارب آزمایشگاهی اهمیت میدهد اما روانشناسی اجتماعی به تعامل میان افراد و رفتار در گروه ها و همچنین استفاده از تحقیقات میدانی اهمیت میدهد .

 

- روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی : این دو علم نیز مرزهای مشترک بسیاری با هم دارند ولی تفاوت هایی را نیز میتوان میان آنها شناسایی کرد. در هر دو رشته رفتار افراد در گروه مورد مطالعه قرار میگرد ولی جامعه شناسی آن را از آن نظر که از افراد صادر میشود .مورد مطالعه قرار نمی دهد بلکه آن را به عنوان پدیده ای اجتماعی در نظر میگیرد اما روانشناسی اجتماعی در مطالعه رفتار بر افراد متمرکز میشود در واقع در مطالعه ی رفتارهای اجتماعی . جامعه شناس به علل اجتماعی و روان شناس اجتماعی به علل روان شناختی آن علاقه مند است.

قابل ذکر است جامه شناسی بیشتر روش های خود را از روانشناسی اجتماعی گرفته است و متقابلا مفهوم ((نهاد))از جامعه شناسی وارد روانشناسی اجتماعی شده است .   

 

-روان شناسی اجتماعی و مردم شناسی : روابط بسیار محسوس و عینی این دو رشته نخست به صورت نیاز متقابل ظاهر شد . روان شناسی اجتماعی در مردم شناسی  بیش از هر چیز اطلاعات مستند را جست و جو میکند و مردم شناسی نیز به هنگام مواجهه با مسایل به روان شناسی اجتماعی توجه میکند . در این جا موضوع اقتباس یکی از دیگری مطرح نیست بلکه بیشتر نوعی همکاری آگاهانه در میان است .برای مثال موضوع ((خصیصه ملی )) که در قلمرو مشترک روان شناسن اجتماعی و مردم شناسی قرار دارد از موضوعاتی است که در تحقیات مردم شناسی توسعه یافته است و اکنون در هر دو رشته مورد توجه قرار گرفته است.همچنین ورود روانشناسی اجتماعی در مردم شناسی به نحو قابل ملاحظه ای هدف های این علم را تعالی بخشیده است .

 

منظور از تاریخچه ی روانشناسی اجتماعی چیست ؟

در بررسی سیر تحول و پیدایش روان شناسی اجتماعی  وقتی سخن از ((آغاز روانشناسی اجتماعی)) به میان می آید  گاهی منظور این است که نخستین بار چه کسی این اصطلاح را به کار برده است –و گاهی هم میخواهیم بدانیم اولین آثاری که در این زمینه انتشار یافته کدام است و گاه نیزمنظور آن است که اول بار چه کسی در حوزه ی این رشته و در باره ی مباحثی که که امروزه جزو این رشته به حساب می آیند به تفکر و تجربه پرداخته است

 

 

روند آغاز و رشد روانشناسی علمی قبل از علمی شدن به چه صورت بوده است ؟

غالبا سرآغاز تاریخ و تفکر اندیشه اجتماعی. به طور عام و اندیشه های روان شناختی اجتماعی. به طور خاص را به متفکران یونان باستان باز می گردانند. در میان متفکران یونان باستان از افلاطون (347-427 ق.م) و ارسطو(322-384 ق.م ) به عنوان پیشگامان تفکر فلسفی غرب در باب اندیشه های اجتماعی مرتبط با مسائل روانشناسی اجتماعی نام برده می شود.

پس از افلاطون و ارسطو تقریبا هیچ متفکری در دنیای غرب اندیشه های اجتماعی مهم و جدیدی ارائه نکرد و این سکوت تا اواخر قرون وسطی ادامه داشت.

با ظهور اسلام در دهه سوم قرن هفتم میلادی به خصوص در خلال قرون نهم تا چهاردهم میلادی که همزمان با اوج شکوفایی تمدن اسلامی است متفکرانی چون فارابی. بیرونی .خواجه نصیر الدین طوسی و ابن خلدون در باره ی رفتار اجتماعی انسان دیدگاه های مهمی را ارائه کرده اند.

 

-  ویژگی های رهبر و روابط متقابل رهبران و پیروان آنها

- علل وانگیزه های رفتار انحرافی

- بحث عشق و دوستی و ارائه تعاریف وتقسیم بندی آنها

-تنظیم روابط میان افراد و چگونگی تاثیر متقابل افراد بر یکدیگر

-تعاون و همکاری

- پیشداوری

 

 پس از ایشان بار دیگر در غرب کسانی چون جان لاک(1704-1632).کانت(1804-1724). تارد (1904-1843) و لوبون (1931-1841) در این عرصه به مطالعه پرداخته اند.

 

آیا در ادبیات فارسی نشانی از مفاهیم روانشناسی اجتماعی وجود دارد؟

با سیری دقیق و عمیق در آثار ادیبانی چون سعدی. نظامی.مولوی می توان به نمونه های فراوانی از اندیشه  های  با ارزش دست یافت که هر کدام از آنها  در عرصه های مهم علمی قابل استفاده و توجه میباشند وبا کمی تامل و تفکر میتوان در های جدیدی را به روی علم گشاد .

در مورد روانشناسی اجتماعی نیز با جستجو در میان آثار مفاخر ادب پارسی میتوان درباره ی نحوه تاثیر متقابل افراد بر یکدیگر .روش های نفوذ در دیگران وچگونگی فرآیند دوستی و محبت و عشق و شرایط عوامل پایداری و استحکام و تعمیق آن ها و درباره پیامدهای مثبت رفتارهای سودمند اجتماعی ویا آثار زیانبار رفتارهای خصمانه و پرخاشگرانه.پیشداوری و تبعیض و نگرشهای منفی /رفتارهای کجروانه و نابهنجار و.. به روابط و قانون مندیها و چارچوب هایی در باب رفتار اجتماعی انسان دست یافت که بسیار ارزشمند و قابل استفاده می باشند.

همچنین در ادبیات ما تو صیف ها وگاه تبیین های دقیقیی از رفتار های طبقات مختلف مردم هر عصر ارائه میشود.در موارد بسیاری ادیبان مابا ظرافت و دقت خاصی همچون مردم شناسانی زبر دست از روحیات مردم عصر خویش سخن گفته اند که همگی نشان از دید والای آنان وگستره وسیع فرهنگ وادبیات غنی ماست.

 

 

روانشناسی اجتماعی بعد از علمی شدن:

تا حدود یکصد سال پیش روی آورد غالب وروش مطالعه ی مسائل روانشناسی اجتماعی بیشتر جنبه فلسفی داشت.از اواخر قرن نوزدهم با بکارگیری روش تجربی تحولات گسترده و سریعی در روان شناسی اجتماعی رخ داد.

در سال 1898 تریپلت مطالعه ای دربارهی افزایش تلاش دوچرخه سواران در جمع عمومی انجام داد که نخستین آزمایش تجربی در روانشناسی اجتماعی به شمار می آید.

در فاصله بین سال های 1880 تا 1935 زمینه ها و آمادگی ها به تدریج در حوزه روان شناسی اجتماع شکل می گرفتند . ویژگی دهه 1930 گسترش توجه و علاقه مندی به ساخت و عملکرد نگرش ها و نیز کیفیت پراکندگی آن ها در طبقات یا گروه های مختلف بود.

 با گسترش سلطه ی حزب نازی بر اروپا در دهه 1930 بسیاری از روانشناسان به آمریکا مهاجرت کردند و با پیدایش نازیسم و جنگ جهانی دوم سوالات بسیاری به وجود آمد که به تحقیقات در طی جنگ و پس از آن جهت داد. در واقع رویدادهای پیش بینی شده جنگ و هم خود جنگ تاثیر پایداری بر روانشناسی اجتماعی گذاشت . روانشناسی امریکایی در قرن بیستم تحت تسلط رفتار گرایی بود.پس از جنگ جهانی مطالعاتی در زمینه ی تحقیقات تطبیقی – تجربی صورت گرفت .

ظهور شریف ولوین را در روان شناسی اجتماعی باید نقطه عطفی در تحول این رشته به شمار آورد . در سال 1948 تغییرات اساسی در روش های روانشناسی اجتماعی به وقوع پیوست که سریعا تصویر نظری این رشته را دگرگون کرد . در همین سال کتاب مشهوری در زمینه روانشناسی اجتماعی به قلم کرچ.کرچفیلد و اش به چاپ رسید. سپس فیستنگر شیوه های پژوهشی را عمیقا متحول نمود.

در طی دهه های 1950و1960 روانشناسی اجتماعی بیش از پیش متحول شد و به سوی نظریه پردازی درباره فرآیندهای اجتماعی و شناختی و کاربرد آن ها پیش رفت. تا دهه ی 1970 روانشناسی اجتماعی به مجموعه ای از یافته های قابل تکرار و پایا دست یافت که این امر نشانه ای از بلوغ علمی است. البته در دهه های 1960-1970 آثار مکتوب روانشناسی اجتماعی به گونه چشمگیری کاهش یافت.یکی از دلایل این امر درگیری روانشناسان اجتماعی بر سر مسائل مختلف بود.بحث اخلاق تحقیق اجتماعی در این دوره رواج می یابد.

طی دهه ی 1980 دو جریان عمده شکل می گیرد : یکی تاثیر روز افزون دیدگاه شناختی در تحقیقات و دیگری تاکید فزاینده بر کاربردی کردن مطالعات.

 

 

روش های تحقیق در روانشناسی اجتماعی به جه صورت است؟

 

1-روش های آزمایشی: روش آزمایشی.نوع خاصی از بررسی است که درآن مهار وضعیت اجتماعی به میران حداکثر میسر است.در روش آزمایشی به دستکاری متغییر ها.عوامل وتحلیل واریانس ها می پردازند

.در کاربردیک آزمایش باید به اصول زیر توجه داشت:

1-تشکیل یک فرضیه که حاوی رابطه ی علی در مورد همبستگی بین متغییرهای مستقل و متغییرهای وابسته است.

2- برای تشکیل فرضیه باید متغییرهای مرتبط با موضوع تحقیق شناخته شده باشند .

3-متغییرهای مورد مشاهده باید قابل تفکیک و جداسازی از سایر متغییرها باشند تا بتوان رابطه آن ها را با یکدیگر مهار کرد.

4- متغییر مستقل باید قابل تغییر باشد .

5- امکان تکرار چنین دستکاری هایی باید وجود داشته باشد .

 

روشهای آزمایشی به چند دسته تقسیم میشوند؟

 

الف-روش میدانی: در این روش موضوع مورد بررسی از محیط طبیعی خود جدا نمی شود.یعنی ابتدا محقق باید با محیط آشنا شود و از نوع رفتارهایی که احتمال وقوع بیشتری دارند آگاه شود و سپس تصمیم بگیرد که چه رفتارهایی را ثبت و اندازه گیری کند تا نتایج او ناشی از سو گیری های شخصی نباشد.

 

ب- روش آزمایشگاهی: در این روش موضوع یا فرآیند در شرایط مهار و برنامه ریزی شده بررسی می شود.در موقعیت آزمایشگاهی یک گروه آزمایشی و یک گروه گواه--با این هدف که اثر تغییرات در متغییر مستقل بر روی متغییر وابسته وارسی شود--مورد مشاهده قرار می گیرند. در این روش محقق ابتدا به مهار متغییر های مداخله گر می پردازد.

وجه تمایز گروه آزمایشی و گروه گواه این است که فقط گروه آزمایشی تحت تاثیر متغییر مستقل قرار می گیرد.

 

_روش یکسان سازی عوامل: در مهار آزمایش نخستین گام تعیین عوامل مهم است.مهار شامل همه عوامل نمی شود بلکه فقط عواملی را در بر میگیرد که با توجه به فرضیه مورد آزمایش اهمیت ویژه ای دارند.محقق. هر دو گروه آزمایشی و گواه خود را به گونه ای  بر می گزیند که تمامی عواملی که مهم تشخیص داده شده اند.به جز متغییر مستقل در هر دو گروه کاملا یکسان باشد.اگر مهار عوامل مهم امکان پذیر نباشد آزمایش مورد تردید قرار می گیرد.

 

 

2- روش همبستگی:

 

بیشتر محققان ترجیح میدهند که در روانشناسی اجتماعی از روش های آزمایشی استفاده کنند. ولی گاهی به عللی نمی توان از این روش بهره گرفت. این امر یا به علت لزوم رعایت اصول اخلاقی است و یا بدان سبب که متغییرهای مزاحم قابل مهار نیستند. به همین خاطر محقق از روش های دیگر استفاده می کند .

یکی از روش هایی که معمولا دانشمندان از آن استفاذه می کنند روش همبستگی است. در این روش محقق تلاش نمی کند یک یا چند متغییر را تغییر دهد. بلکه فقط به صورت طبیعی آن ها را مشاهده می کند و تغییراتی را که در متغییرهای مورد مطالعه رخ می دهند را ازنظر می گذراند تا دریابد آیا تغییرات فیزیکی آن ها با تغییرات دیگری همبسته است یا نه. دامنه همبستگی از 1+ تا 1- است و هرچه از صفر دورتر و به 1+ نزدیکتر باشد ارتباط بین متغییرها قوی تر است. در این روش اگر همبستگی م ثبت باشد با افزایش یک متغییر متغییر دیگر نیز افزایش می یابد.اما اگر همبستگی منفی باشد با افزایش یک متغییر.متغییر دیگر کاهش پیدا می کند


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 128433


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها