X
تبلیغات
رایتل

«کد سرفراز»
  
 »»»»»»»»»»»وبلاگ دانشجویان کد ۸۴ رشته معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع)
 
آرشیو
موضوع بندی
 
سه‌شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1385
خلاصه درس روان شناسی اجتماعی، ج۴: برداشت: محسن خاکپور

برداشت

 

هنگامی که افراد برای اولین بار با یکدیگر روبرو می شوند تصویری از  طرف مقابل را به یاد می سپارند و برداشتی از وی را در ذهن خود ثبت می کنند،بسیاری از ما می پذیریم که برداشت های اولیه بسیار اهمیت دارند و روند ارتباطات آینده ما را  شکل می دهند.به همین دلیل است که ما خود را برای اولین ملاقات ها با دقت تمام آماده می کنیم و سعی می کنیم بهترین تاثیر را  در طرف مقابل بگذاریم. افزون بر این می دانیم که،این برداشت ها هنگامی که شکل گرفتند ،کمتر قابل تغییرند پس باید خیلی به آن ها توجه نمائیم.

 

 در این قسمت به مواد خام برداشت های اولیه و چگونگی شکل گیری آن می پردازیم و سپس با توجه به نظریه های مختلف، تحلیل برداشت های پیچیده تر را پی می گیریم.

 

 

مواد خام نخستین برداشت کدامند ؟

 

مواد خام اولین برداشت از  طریق قیافه ظاهری ،ساختمان بدنی ،حالات حرکتی شخص و لحن صدا به دست می آیند که تصورات قالبی ویژه ای در مورد هر یک از آن ها وجود دارد، در واقع ادراک دیگران با ارتباطات غیر کلامی آغاز می شود.

در این جا به چگونگی برداشت ازاین علایم غیر کلامی اشاره می کنیم.

 

قیافه ظاهری :مقصود از قیافه ی ظاهری ،حالات چهره ،نحوه لباس پوشیدن و آرایش موی سر و صورت ،عینک ،ویژگی های مربوط به جنس ،نژاد ،سن و نیز جذابیت ظاهری می شود . مثلا هنگامی که به افراد دارای ظاهری جذاب نگاه می کنیم ، معمولا این ذهنیت در ما پیدا می شود که آن ها از نظر  اجتماعی هم شایسته تر ،سازش یافته تر، با هوش تر و دوست داشتنی ترند .فینگلد(1992) دریافت که افراد زیبا و جذاب در برداشت افراد محبوب تر و دارای مهارت های اجتماعی بیش ترند ،اما هیچ یک از خوصیات وسیعی که معمولا آن ها را با جذابیت در ذهن خود تداعی می کنیم اغلب در آن ها وجود ندارد.لباس نیز از یک سو بیانگر تعلق افراد به گروهی خاص از جامعه است و تا حدودی نشان دهنده شخصیت و طبقه اجتماعی آنان . در واقع لباس چگونگی احترام و توجه به هنجار های جامعه را نشان می دهد.

 

ریخت بدنی : شلدون شخصیت افراد را بر اساس ریخت بدنی آنان بر سه نوع تقسیم کرده است :فربه تن (افراد کوتاه قد و چاق )که عمدتا راحت طلب ، خوش مشرب ، مهربان و خون سردند ؛

 ستبر تن (افراد دارای اندام عضلانی مثل ورزشکارها ) که عمدتا بی باک ، نترس و جاه طلبند ؛

  کشیده تن (افراد لاغر و استخوانی ) که بیشتر درون گرا ، عصبی و خشک هستند . ما همواره انتظارات مشخصی از افراد با توجه به ریخت بدنی آنان داریم .

این مفروضات با وجود نداشتن پشتوانه ی علمی کافی ، در میان مردم بسیار رایج است (ریکمن،1989).

 

ویژگی های حرکتی شخص : نگاه ،ژست ، طرز راه رفتن ، حرکات سر و دست و لمس کردن هر کدام تصورات قالبی و برداشت های ویژه ای را بدنبال دارد. البته باید توجه داشت که بسیاری از این ها جنبه فرهنگی دارد .مثلا در فرهنگ ما دست راست را بر سینه گذاشتن و اندکی خم شدن نشانه احترام و ارادت خاص است.

 

لحن صدا:کیفیت صدا که همراه سخن گفتن آشکار می شود نیز برداشت های ویژه ای را به دنبال می آورد، طی دهه های 1930 و 1940 ازمایش های روان شناختی بسیاری در زمینه ارتباط میان صدا و شخصیت به عمل آمد و نتایج نشان داد که چنین ارتباطی فاقد اعتبار علمی است . اما بر خلاف این بسیاری از مردم در برداشت های خود روی لحن صدا حساب ویژه ای باز می کنند.

 

 

 

تجلی ایمان در علایم غیر کلامی چگونه است؟

 

 

مومنان در جامعه اسلامی نیز دارای ویژگی های خاصی از جهات یاد شده هستند که دیگران از طریق آن ها مومن بودن آن فرد را در می یابند.

 

یک_ قیافه ی ظاهری:

 

_ گشاده رویی : مومت چهره بشاش و شاد دارد و ناراحتی های خود را در برخوردهای اجتماعی میان مردم بروز نمی دهد.مومن هر کجا که باشد  با حالت بشاش خود فضایی از نشاط را ایجاد می کند.امام علی (علیه السلام) می فرماید:((مومن شادیش در چهره اوست و اندوهش درون دل)).در روایات دیگر رابطه ی میان گشاده رویی و صفات باطنی پسندیده رانیز تایید می کند:(( گشاده رویی تو بر کرامت و بزرگواریت دلالت می کند )).

نکته دیگر در این زمینه توجه روایات به نقش گشاده رویی در ارتبطات اجتماعی است .امام باقر (علیه السلام) می فرماید (( خوشرویی و گشاده رویی باعث جلب محبت مردم و نزدیکی به خداوند است و ترشرویی و گرفتگی باعت دشمنی و دوری از خداوند است)).

 

_سکوت اندیشمندانه : غلبه سکوت هکراه با تفکر در چهره ایشان قابل مشاهده است . امام علی (علیه السلام ) می فرماید((مومن سکوتش بسیار و در اندیشه های خود غوطه ور است ))

 

_ پاکیزگی و آراستگی ظاهر : پیامبر اکرم (صلی الله علیه ی آله و سلم) فرمود : (( به مقداری که در توان دارید پاکیزگی را مراعات کنید؛ زیرا خداوند متعال اسلام را بر پاکیزگی بنا کرده و داخل بهشت نمی شود مگر کسی که پاکیزه باشد ))

آراستگی و استفاده از بهترین لباس ها،به ویزه در هنگام عبادت ، از سنت های اسلامی است ، در روایت است که امام حسین (علیه السلام ) هنگامی که برای نماز مهیا می شدند.بهترین لباس ها را می پو شیدند. از ایشان سوال شد چرا بهترین لباس را به تن می کنید؟ حضرت فرمود : زیرا خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد ،پس برای پروردگارم ،خود را می آرایم.

 در مورد لباس و آرستن قیافه ظاهری دو نکته باید مورد توجه قرار گیرد:  نخست آنکه لباس متعارف و مطابق عرف زمان و محل زندگی باشد. امام صادق (علیه السلام)در این باره می فرماید : (( بهترین لباس در هر زمان ،  لباس اهل ان زمان است ))

دوم آنکه در پوشیدن لباس و آراستن قیافه ی ظاهری ، از تشبه مردان به زنان یا بر عکس نیز منع شده است ؛ پیامبر اکرم(صلی الله علیه ی آله و سلم) می فرماید(( از رحمت خدا دور باد مردی که لباس زنان را بپوشد و زنی که لباس مردان را بپوشد))

 

_خشوع و رقت قلب:یکی دیگر از علائم غیر کلامی مومنان پدیدار شدن ((اشک )) در هنگامی است که آیات الهی را می بیند و می شنوند.((وچون انچه را که بر پیامبر نازل شده بشنوند ، بر اثر ان حقیقتی  که شناخته اند اشک از چشم هایشان سرازیر می شود))                                                                             

 

 

  دو_ویژگی های حرکتی

 

_حالات عبادی مومنان در ویژگی های حرکتی آنان به صورت قیام و رکوع و سجود برای خداوند متعال ظاهر می شود.

 

_یکی دیگر از ویژگی های مومنان داشتن بدن آرام است . امام علی (علیه السلام ) میفرماید ((مومن فردی با وقار است )) .آرامش عمیقی بر قلب و جان مومن حاکم است که از دلشوره و نگرانی بیهوده جلوگیری می کند((اوست آن کسی که آرامش را بر دلهای مومنان فرو فرستاد))فتح/4

 

_در حرکات و رفتار مومن تواضع حاکم است و در هنگام راه رفتن و گام برداشتن این تواضع نمودار می شود؛ یعنی چون متکبران سر را بالا نمی کشد یا قدم به زمین نمی کوبد((از مردم رخ بر متاب و در زمین خرامان راه مرو که خدا خودپسند لاف زن را دوست ندارد)) لقمان/ 18،19

 

 

_مومنان هنگامی که به هم می رسند ، با یکدیگر دست می دهند .امام باقر (علیه السلام ) می فرماید : مومنان هرگاه در هنگام ملاقات با یکدیگر دست می دهند گناهانشان فرو می ریزد و خداوند به آنان نزر رحمت می کند تا هنگامی که متفرق شوند))

 

سه _ لحن صدا:

 

_قاطعیت و استوار سخن گفتن، در لحن و صدای مومنان وجود دارد به گونه ای که در لحن کلام آنان شک و تردید و تزلزل ملاحظه نمی شود، این استواری در سخن، از ثبات اعتقادی و ایمانی مومن سر چشمه می گیرد

 

_رعایت میانه وری در بلندی و کوتاهی صدا و اجتناب از فریاد زدن؛ امام صادق (علیه السلام ) می فرماید ((شیعیان ما صدایشان از حد گوش خودشان فراتر نمی رود))،

همچنین امام علی (علیه السلام ) فرمودند :خنده مومن تبسم است

 

 

 

چگونه برداشت های نخستین در ذهنشکل می گیرد؟

 

 

تداعی ها :مقصود ازتداعی ها رابطه و پیوند میان دو یا چند نماد ذهنی است که بر اساس تشابه معانی کلمات یا بر اساس آن که مکررا همراه با هم مورد توجه یا تفکر قرار گرفته اند،ایجاد می شود.

 

دسترسی : مقصود میزان سهولت و سرعت ورود افکار به ذهن است . هرچه میزان دسترسی پذیری افکار بیشتر باشد ،به طور غیر ارادی زودتر به ذهن می آیند و بیشتر ما را در جهت تفسیر علائم راهنمایی می کنند.عوامل زیر در قابلیت دسترسی پذیری موثرند:

 

1- انتظارات: انتظاراتی که ما از افراد داریم باعث شکل گیری برداشت ما میشود  و انتظارات متفاوتی را ایجاد می کند.

      

2_ انگیزه ها : ما آنچه را می خواهیم می بینیم ، اهدافی که مورد آرزوی ماست بیشتر در دسترس افکار ماست، لذا رفتارها را بر همین اساس تفسیر می کنیم.

 

3_ خلق: خلق مثبت یا منفی (سر حال بودن یا نبودن ) دارای تاثیر مستندی در چگونگی تفسیر ما از رفتار دیگران است. خلق ها بدین دلیل بر تفسیر ها اثر می گذارند که افکار مثبت یا منفی را در سطحی می آورند که می تواند بر تفسیرهای ما از رفتار دیگران تاثیر بگذارد و به اصطلاح عینک بدبینی یا خوش بینی درست کند.

 

4_ بافت یا موقعیت : موقعیتی که یک رفتار در آن واقع می شود می تواند در تفسیر آن رفتار به ما کمک کند.

 

5_ فعال سازی اخیر:یک نماد ذهنی که اخیرا مورد توجه قرار گرفته تا مدت زمانی به صورت قابل دسترس باقی می ماندو ما در برداشت های جدید خود بیشتر از آنها استفاده می کنیم.

 

6_ فراوانی فعال سازی: استفاده مکرر از یک الگوی شناختی در دفعات مختلف می تواند آن را به طور مداوم در دسترس قرار دهد. در این هنگام افراد همان مفاهیم را در تفسیر های خود بکار می برند.

 

 

نظریه های برداشت کدامند؟

 

 

دیدگاه گشتالت و نظریه ی صفت مرکزی: ((اش)) تحت تاثیر روانشناسان گشتالت نظریه ی خود را داده است.اساسی ترین اصل روانشناسی گشتالت عبارت است از این که (( کل هر چیزی، بیش از مجموعه اجزای آن است )) یعنی آنچه ادراک می کنیم غالبا بیش از جمع ادراک منفرد است.

اش این اصل را در شکل گیری برداشت به کار برد و با روش تجربی نشان داد که شکل گیری این نوع برداشت ها صرفا با گرد آوردن همه ی صفات دیگران صورت نمی گیرد؛ بلکه این صفات را در ارتبط با هم ادراک می کنیم و برخی صفات (که صفات مرکزی نامیده می شوند) مثل تکیه گاهی عمل می کنند که تمام اطلاعات دیگر در حول و حوش آن تبلور می یابد . ادراک کننده نیز می کوشد تا از طریق این صفت یا صفات به هسته شخصیت طرف مقابل راه یابد.

اش نتیجه می گیر د که بعضی از صفات نقش مهمی در تصور ما از افراد دارند،در واقع  آنها جزو صفات مرکزی هستند که در صورت تغییر، نقش مهمی را برداشت ما ایفا می کنند و باعث میشوند برداشت ما از این رو به آن رو شود.

همچنین اش در مطالعات خود به این نتیجه رسیدکه، ترتیب ارائه صفات نیز اختلاف فاحشی را بین برداشت های آزمودنی ها بوجود می آورد؛ او معتقد است به محض این که دو یا چند صفت ، متعلق به یک فرد قلمداد شد؛این صفات دیگر صفات مجزا از هم نخواهد بود و با هم تعاملی بی واسطه خواهند داشت.

 

الگوی حسابی شکل گیری برداشت: برخی از نظریه پردازان در پی الگوی حسابی بر آمدندکه فرآیند ادغام اطلاعات به هنگام شکل گیری برداشت به صورت ریاضی(یا معدل گیری)عمل می کند، به نظر اندرسون ما این اطلاعات را به صورت ((میانگین وزنی)) ترکیب می کنیم و به آن انسجام می بخشیم ؛ یعنی هر بخش از اطلاعات در باره فرد دیگر، بر حسب اهمیت نسبی آن وزن می شود.

مهمترین عوامل شناخته شده در این زمینه عبارتند از:

منبع اطلاعات: اطلاعات رسیده از منابع مورد اعتماد و احترام وزنشان بیشتر از اطلاعاتی  است که از منابع غیر موثق کسب می شوند.

مثبت یا منفی بودن اطلاعات:اطلاعات منفی درباره دیگران وزن بیشتری نسبت به اطلاعات مثبت دارند.

نا متعارف بودن اطلاعات : هر چه اطلاعات توصیف کننده رفتار ها و صفات، نا متعارف و افراطی باشد، وزن اطلاعات بیشتر است.

مقدم بودن اطلاعات : اطلاعاتی که در ابتدا دریافت می شوند وزن بیشتری نسبت به اطلاعات دریافت شده در مراحل بعدی دارند.

 

دیدگاه شناختی:روی آورد شناختی  معتقد است که برداشت های ما از دیگران، هم متضمن نمونه های عینی از رفتارهای دیگران است که با صفت خاصی هماهنگی دارند (نمونه های عینی)و هم  شامل عصاره های ذهنی ای که از مشاهدات مکرر رفتار دیگران انتزاع شده اند.

الگوهایی از شکل گیری برداشت که برنقش نمونه های عینی رفتار تاکید دارند .نشان می دهند که هر وقت ما درباره دیگران داوری می کنیم،نمونه هایی از رفتار آنان را یادآوری می کنیم و برداشت خود را برآن مبتنی میسازیم؛ در مقابل، الگوهایی که بر نقش امور انتزاعی تاکید دارند، نشان می دهند که وقتی درباره دیگران داوری میکنیم صرفا امور انتزاعی را به یاد می آوریم که سابقا شکل گرفته اندو سپس این انتزاعات را ،پایه ای برای برداشت ها و تصمیم های خود قرار می دهیم.

شواهد روز افزون نشان می دهد که هر دو نوع اطلاعات درشکل گیری برداشت نقش دارند. در واقع ،در ابتدا برداشت ها عمدتا مشتمل بر نمونه های عینی رفتار است و سپس هنگامی که تجربه ما درباره دیگران زیادتر شد،برداشت های ما اساسا متضمن امور انتزاعی می شود  که از مشاهده رفتار فرد استخراج شده است.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 128517


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها